تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
+ این صفحه بخشی از زندگی من +


روی تختی دراز کشیدم 
بوی جالبی به مشام نمیخورد
صدای زمزمه ای را میشنوم ..
قطره ، قطره ابی برای پانسمان روح و جانم به ردیف ایستاده اند ،،
صدای امدن یک نفر می اید 
تمام شد 
میتوانی بروی ...

روز خوبی بود 
قبل امدنم به این مکان دوست نداشتنی ،،
در دوستداشتنی جای ممکن بودم 
غرق در اغماق جنگل
دودو کبابو ماشین های لوکس
یک گذر ، نا گریز بود

پرستار میگوید تمام شد
میتوانی بروی ...
از تخت بلند میشوم
به زمین میخورم .. !
دور میشوم ..
دور تر میشوم 
دوباره به زمین میخورم ..
به اسمان نگاه میکنم ماهی را میبینم ..
در دلم حرفی میزنم ..
دور و دور و دورتر میشوم ...
آآآه
تسکینی ندیده ام هنوز ...
جسم و روح ام به درد الودس ..

بیستمین روز ابان ماه نود و پنج



عارف جاوید 

#خاطرات #ابان
 #رمان_نویس_خوبی_میشم_خودش_میگفت!

  



ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی