تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
+ این صفحه بخشی از زندگی من +


۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلنوشته» ثبت شده است

دیشب برف سنگینی امد ... 


تمام چراغ های شهر به سکوت نشست ... 


برای ساعاتی خاموشی حکم فرما بود ...


برف شدیدی بود ...


دیشب دو تا 

شب قبلش چهار تا 

و امروز یکی ..

امشب نمیدانم چند تا ...


تقصیر خودم نیست  ..

تقصیر خودم نیس

بی هوا هوایی میشوم

مرغ آمین میشوم .. 

پروازی بسوی اسمان تو خواهم کرد .. .

دوستت دارم 

جاوید باد



عارف جاوید ۹۵-۱۱-۱۱ ۰ ۷۰

عارف جاوید ۹۵-۱۱-۱۱ ۰ ۷۰


پشت این دریا شهریست 
خانه ی یار من است انجا
پشت آن ابر نوریست ماه من است انجا
پست اون کوه ، کوه دیگری است
ان منم محکم و استوار پشت ان یار 
رودی جاریست 
رود سپیدی جاریست 
ان رود ب ان دریا ک پشت اش شهر یارم است میریزد
ان رود سپیدرود عشق است
اری سپید رود عشق
پشت دریا شهریست سهراب
تو درست میگفتی 
ان شهر ، شهر یار من است سهراب
دیگر نیازی نیس ب قایق تو
من با پای پیاده میخواهم بروم ب ان شهر ..
سهراب میخواهم این را بدانی 
ان شهر و ان قایق و ان پاروی تو 
هیچ دردی دوا نمیکند 
وقتی اگر بخواهد سرابی بیش نباشد ...
سهراب ...
سهراب ..
حقیقت دارد سرابی پس نیس 
من ک میدانم..♥

--

دوستش دارم 

و دوسم میدارد 






عارف جاوید ۹۵-۹-۰۷ ۰ ۴۸

عارف جاوید ۹۵-۹-۰۷ ۰ ۴۸


خیابان ربود مرا 
ادم ها خوردند مرا 
خاطرات کشتند مرا 
کاغذ حرام 
زندگی تعطیل !






عارف جاوید ۹۵-۹-۰۷ ۰ ۴۳

عارف جاوید ۹۵-۹-۰۷ ۰ ۴۳


محض رضای عشق میگویی دوستم داری ؟

+ عاشقتم هستی ؟
+ آن قدر بمان تا باورم شود عاشقی
تا باورم شود عاشقم !



عارف جاوید ۹۵-۹-۰۶ ۰ ۴۷

عارف جاوید ۹۵-۹-۰۶ ۰ ۴۷


در عصر ما 
همه همیشه دیر میرسند 
یکی به اتوبوس 
و یکی به قطار ... 
و یکی به یکی ... 



عارف جاوید ۹۵-۹-۰۶ ۰ ۵۱

عارف جاوید ۹۵-۹-۰۶ ۰ ۵۱


سلام بر تو ای عشق

بوی عطر تو دیوانه میکند ، مست مست 

عطر آن لباس تو شرابی است چند صد ساله ...




پاورقی:

از من ب برای تو 

تا ابد دوسـتـــت دارم 

عارف جاوید ۹۵-۸-۳۰ ۰ ۵۸

عارف جاوید ۹۵-۸-۳۰ ۰ ۵۸


روی تختی دراز کشیدم 
بوی جالبی به مشام نمیخورد
صدای زمزمه ای را میشنوم ..
قطره ، قطره ابی برای پانسمان روح و جانم به ردیف ایستاده اند ،،
صدای امدن یک نفر می اید 
تمام شد 
میتوانی بروی ...

روز خوبی بود 
قبل امدنم به این مکان دوست نداشتنی ،،
در دوستداشتنی جای ممکن بودم 
غرق در اغماق جنگل
دودو کبابو ماشین های لوکس
یک گذر ، نا گریز بود

پرستار میگوید تمام شد
میتوانی بروی ...
از تخت بلند میشوم
به زمین میخورم .. !
دور میشوم ..
دور تر میشوم 
دوباره به زمین میخورم ..
به اسمان نگاه میکنم ماهی را میبینم ..
در دلم حرفی میزنم ..
دور و دور و دورتر میشوم ...
آآآه
تسکینی ندیده ام هنوز ...
جسم و روح ام به درد الودس ..

بیستمین روز ابان ماه نود و پنج



عارف جاوید 

#خاطرات #ابان
 #رمان_نویس_خوبی_میشم_خودش_میگفت!

  



عارف جاوید ۹۵-۸-۲۹ ۰ ۴۱

عارف جاوید ۹۵-۸-۲۹ ۰ ۴۱


اسایش دو گیتی 


مدیون این دو حرف است


اقـا کنار بانـو 

بانـو کنار اقـا 



عاشقانه


عارف جاوید 

#عاشقانه #شعر #دلنوشه





عارف جاوید ۹۵-۸-۲۹ ۰ ۵۱

عارف جاوید ۹۵-۸-۲۹ ۰ ۵۱