تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
+ این صفحه بخشی از زندگی من +


۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

میگن وقتی خدا داشته دعا های مردم رو تایید میکرده و برای استجاب شدنشون اقدام میکرده 

دعای اون بچه ای رو که میگفته 

خدا جون 

پدر مادرم ، دیگه باهم دعوا نکنن

من میترسم وقتی میرم تویه کمد 

خدا برداشته در جوابش گفته 

ای بنده ،......


فکر میکنین خدا چی در جوابش گفته ؟؟


لطفا کامنت بزارید !! 




عارف جاوید ۹۶-۴-۳۰ ۰ ۵۱

عارف جاوید ۹۶-۴-۳۰ ۰ ۵۱


ادم خسته نمیشه وقتی میدونه داره چیکار میکنه

امشب رو به سلامتی 

تموم کسایی که میدونن دارن چیکار میکنن 

به پایان میرسونیم

برا سلامتی شون صلوات


الله هم صلی علی محمد و آل محمد 

فعجل فرجهم


عارف جاوید ۹۶-۴-۳۰ ۰ ۴۶

عارف جاوید ۹۶-۴-۳۰ ۰ ۴۶


سال ها بعد وقتی ک عکس هایم را کنار هم بگذارم


در ما بین هفده و هجده سالگی ام 


تویی  ، خواهید دید 


ک در زمان گمشده بود ...




و او ، یعنی تو قلب مرا ازاد میکنی 



عارف جاوید ۹۶-۴-۲۹ ۰ ۴۵

عارف جاوید ۹۶-۴-۲۹ ۰ ۴۵


وقتی که بودی دستمو از قلم جدا نمیکردمو 

شعر و داستان و مینیمال پر کرده بود تمومه ورقای کتابامو 



الان که نیستی


دستم گرفتم خودکار و 


روی کاغذ دو دو تا چهار تا میکنمو 


اون ماشین حسابو میارم جلو 


365 رو تقسیم بر 4 میکنم 


چهار فصلی که از بهارش گرفته تا خوده زمستونش 


شده این خودکارو 


اون ماشین حسابو


این کاغذ


ک هی نوشت 


و هی نوشت 


از نبودنت


از بودنت 


از خودم از خودم و از خودم


ک منفی 365 شده 


--

ولی از تموم اینا بخوایم بگذریم 


از روزایی که به بدترین حالات توی اون میدون نزدیک خونتون گذشت 


نمیگذرم 


---




عارف جاوید ۹۶-۴-۲۹ ۰ ۳۴

عارف جاوید ۹۶-۴-۲۹ ۰ ۳۴


پسر بچه ای که نان شب را از سطل های شکم سیری " ما " میل میکند 


و صبحانه ی جانش را میان اتش نگاه مردم میل میکند 


دیگر جانش بی جان میشود تا 


بچرخاند ، چرخ زندگی را ... 


---

دست یه بچه یه اسپینر شصت ، هفتاد ، یا صد هزار تومانی بود 


و اون طرفم یه بچه داشت از سطل زباله یه تیکه کیک رو میزاشت توی دهنش


خیلی دردناک بود..


این لحظه رو با دوربین ثبت کردن و گرفتن ی جایزه 

هیچ لذت و افتخاری نداره ... 


دقیقا مثل همونایی ک از بچه های کار عکس میگیرن

 و مقام اول مسابقات مربوطه رو کسب میکنن ... 


--

جاوید باد اما عدالت !



عارف جاوید ۹۶-۴-۲۷ ۰ ۶۲

عارف جاوید ۹۶-۴-۲۷ ۰ ۶۲


دنیای من دنیای قشنگیست


برادری یک ساله دارم

و من

سوار بر دوچرخه ای سه ساله 

که خسته از دیر رسیدن، ...

و کوله باری هجده ساله 

میان خیابان های شهری رکاب میزنم

که مملو از ممنوعیت است


گویا اماده ترین ادم مسابقه هستم

از خط پایان که عبور میکنم 

کاپ قهرمانی را روی دستان 

کسی میبینم که از او سبقت گرفتم


و این بود زندگی در شهر مملو از ممنوعیت



#بهتر_زندگی_کنیم

#ما_برای_ارامش_در_تلاشیم_نه_پول




عارف جاوید ۹۶-۴-۲۶ ۲ ۵۹

عارف جاوید ۹۶-۴-۲۶ ۲ ۵۹


امروز تقریبا بعد از 8 ماه رفتم دوچرخه سواری 

خیلی فاصله گرفتم ازش

مسابقات ام بود امروز ولی نتونستم شرکت کنم


بیایم نزدیک تر شیم به چیزایی که دوسشون داری


به ادمایی که دوسشون داریم !


بیایم نزدیک تر شیم به هم 



مشهد-طرقبه-جاغرق

بهشت دوچرخه سواری 


عارف جاوید ۹۶-۴-۲۳ ۰ ۴۴

عارف جاوید ۹۶-۴-۲۳ ۰ ۴۴


صحبت هام توی پسست قبلی از جایی تموم شد که وارد شبکه اجتماعی شدم ..

بعد از اون سایت به سایت اپارات رجوع کردم

چون کل حجم ام رو توی اون سایت به صفر رسوندم..

توی اپارات عضو شدم و گاها ویدئو اپ میکردم و بعضی از دوستان نظر میزاشتن و من ام جوب نظرات رو میدادم و در همین حین 

بعضی از کامنت هایی که واسم گزاشته میشد تبلیغاتی بود و تبلیغ یه شبکه اجتماعی دیگه که اشتراک گذاری عکس بود 

واسم خیلی جالب بود و این سری ام بیشتر از اون سایت جذابیت واسم داشت و در جا عضو شدم

دلیل اصلی ام قشنگ بودن تصاویری ک توی اون سایت وجود داشت

بیشتر والیپر بود و طبیعت حیوانات و خیلی چیزای دیگه .../

مدتی از فعالیت ام اونجا نگذشته بود که به سمت اینستارام اومدم و جذب این سایت شدم

ولی نمیدونستم که باید گوشی داشته باشم اونم یه گوشی که اندرویدی هس

و گوشی منم یه نوکیا ساده بود ..

وارد سایت اینستاگرام شدم 

اولین چیزی که نظرمو جلب کرد تک صفحه ای بودن این بود و بعد دیدن لاگین log in

ذوق خاصی داشتم و حس شکستن دیواری بتنی رو داشتم
انگاری منم عین بزرگترا گوشی اندرویدی دارم ولی همون سالا که نزدیک به 5 سال قبل میشه اکثر مردم گوشی معمولی که (جاوا) بود استفاده میکردن و بازار ام بازار نوکیا بود ...
درکل حس خوبی بود 
ولی این حس خوب مدتی کوتاه فروکش کرد
دقیقا زمانی که فهمیدم نمیتونم پست بزارم و خیلی کارای دیگه نمیتونم بکنم ...
انگاری در جا پا خورده بودم با جوراب ((:
از این صحبتا ک بگذریم .. 
میرسیم ب زمانی که وبم رشد خوبی کرده بود 
دیگه از کپی کاری دست برداشته بودم
وب نویسی اصولی و استاندارد یادگرفته بودم
و دست توی ویرایس قالب ها میزدم 
کمو بیش از یه سری زبون برنامه نویسی تحت وب سر در میاوردم
این کمک خیلی بزرگی بم کرد .. زمانی ک وارد همین عرصه و رشته شدم ...
بهترین حسی که از وب نویسی داشتم ویرایش و اضافه و کم کردن کدهایی تحت وب بود ..
هنوزم این حس فوق العاده خوبی بم میده

از اینام ک بگذریم ب جایی رسیدم که فوق حرفه ای شدم
توی مدیریت محتوا
یه وب معمولی که تبدیل شده بود به وبی ساده اما پر طرفدار 
بازدید ام روزانه از 30 هزار تا عبور کرد
کامنت فله ای واسم میومد روزی تقریبا 100-150 تا زیر هر پست ام کلی نظر و هر نظر متناظر ... 
یه جامعه خوبی رو تشکیل داده بودم
وبم پیشرفت خوبی داشت
بعدترش دست بر کسب درامد از این وب زدم .. 
و سود خوبی ام اون زمون کردم ..
توی شبکه اجتماعی هایی ک عضو بودم فعال بودم و اونجا ها ام پست های توی وبم رو میزاشتم همراه با لینک که ادامشو بیان تو وبم بخونن ..
ی سری ترفند ی سری برنامه ریزی هایی ک خوب ج داد 
ولی ... 
بعدش ترش 
بعد تـــرش
نتیجه تموم زحمات و این همه سال خون دل خوردن 
سر رتبه وب و نمیدونم رنکینگ و لینک و بک لینک ها 
 
رف 

رف به خانه ابدی پیوست ...

ناراحت بودم 
خیلی ..

ولی مهم تر این بود ک ، میتونستم از اول شروع کنم
چون بلد بودم چیزی رو که باید بلد میبودم

مهم شکست خوردن نیست 

مهم دوباره برخواستن و شروع کردنه 

اونم با همت و تلاش دو برابر از شکست قبلی !


زنده باد جاوید 

زیر سایه عشق جاوید باد 


1396-04-23
1:02  دقیقه بامداد

----
انیشتین می گوید:
انسانها اگر ارزش زمان را میدانستند
هیچ گاه کفش بندی نمیخریدند .
"عمر" کوتاه، ولی بسیار ارزشمند است
قدرش را بدانیم .

منم میگم 
اگه واقعا فکر کنی که تو 
اره خوده تو 
از بین میلیون ها و میلیارد ها " اسپرم "
به عنوان برترین بین اونها انتخاب شدی 
و 
قدم گزاشتی روی این کره خاکی 
اون وقت شاید یه مقداری درک کنی که 
اومدی که "برترین باشی " نه ضعیف ترین و بی هدف ترین !

همین الان کاغذ قلم بردار هدف هاتو بنویس 
پایینش نحوه رسیدن به اون هدف هاتو بنویس ... 

دوست داشتین میتونین از قسمت کامنت ها با ما به اشتراک بزارین و از خودتون بگین 

اگه همین الان یه تصمیم جدی بگری 

تفاوتت رو خیلی زود مردم حس خواهند کرد 

و برتری تو ثابت خواهد شد 

کمی به خودت فکر کن !





عارف جاوید ۹۶-۴-۲۳ ۰ ۳۹

عارف جاوید ۹۶-۴-۲۳ ۰ ۳۹


اسم عارف رو خیلی دوست دارم 

بابت همین اسمم رو خودم گزاشتم عارف

جاوید رو بابت این انتخاب کردم که دوست دارم همیشه ماندگار باشم

علاقه شدید دارم به ادبیات بعد اون دوچرخه سواری ، و بعد ترش کارافرینی یا بهتره بگم یه اقتصاد دان شایدم ام یه تاجر 

که الان یه نمونه کوچیک این چیزایی که گفتم هستم !

ن خیلی کوچیک و نه خیلی بزرگ

زندکی مجازی من از اونجایی شروع شد که یکی از بچه محله ای هام به اسم محمد که تقریبا چند سالی از من بزرگتر هست یه روز توی کوچه 

بر داشت بهم گف : بیا یه سایت بزنیم 

وقتی این حرفو شنیدم منظورشو نفهمیدم و گذشتم

شبش که خواستم بخوابم داشتم بهش فکر میکردم که یعنی چی یه سایت بزنیم یعنی باید چیکار کنیم 

با سایت اشنا بودم اما فقط با واژه سایت که میدونستم میشه یه صفحه وب 

عین همین گوگل 

فردای اون شب محمد رو دیدم و ازش خواستم بریم کافی نت 

این حرف من نبود این چیزایی بود که محمد روز قبلش بهم یاد داده بود 

رفتیم یادمه تقریبا یه ساعتی توی کافی نت بودیم و به وب تاسیس کردم هیچ اسمی و هیچ چیزی به ذهنم نرسید

جز اینکه ادرسش رو اسم و فامیلیم گزاشتم 

این اتفاق تقریبا 5 یا بهتره بگم 6 سال پیش رقم خورد

وقتی ک اماده شد نمیدونستم باید چیکار کنم ..

چند تا مطلب در مورده فوتبالیست مورد علاقه ام یعنی رونالدو کپی کردم و گزاشتم 

همین تصورم این بود که باید سرچ بزنم و هرچی خوشم اومد کپی کنم و بزارم توی وبم

از اون که کذشت روز بعدش دوباره رفتم کافی نت 

موقعی ک اونجا بودم خودم چندین و چند بار صفحه وب ام رو باز میکردم و میبستم بدون هیچ دلیل و یا فکر کردنی 

فقط کپی و مطلب میزاشتم هرچیزی ک جلو دستم بود منتقل میکردم توی وبم ... 

یادمم نیست  اولین عنوانی ام که گزاشته بودم چی بود ولی دومین عنوان "فرداها از آن ماست" بود !


دلیل انتخاب کردن این اسم برا مقداری بعد ترش هست که در ادامه میخونین.../


اون زمان هنوز توی خونه اینترنت نداشتم


و پدرم رو مجبور کردم یه مودم و اینترنت با سرعت زغالی واسم بگیره یعنی همون 128 که باید بگم یادش بخیر .. 

اولین طرح ام 128 - یک ماهه - با حجم 6 گیگ بود که طی دو روز کل این مقدار حجم تموم شد 

طرف دیدن و دانلود کردن فیلم و کلیپ از سایت اپارات شد

تصورم این بود که هرچی جلو دستم میاد باید دانلود کنم

باید داشته باشم اینا انگاری اوراق بهادار بودن که به سیستم خانگی ام رونق میدادن ... 

تصورات و اتفاقات جالبی داشتم که حد و مرزی بیشتر از سن ام داشت /...


اون وب توی میهن بلاگ بود 

هنوزم هست ولی نه مثل اون قدیم ...


به کمی بعد تر که بخوایم بیایم 

میرسیم به جایی که من توی یه شبکه اجتماعی عضو شدم 

یه سایتی که سرو ته خاصی نداشت به نظرم

 ولی نمیدونم چرا جذابیت داشت

وقتی که عضو شدم خیلیا ها تبریک گفتن از اعضای همون سایت 

یا بهتره بگم الان میفهمم ک اونا اعضای اون وب نبودن و فقط ربات بودم محض خوش امد گویی

تا اینکه چند روزه بعد از عضویت من و تبدیل شدن به کاربر فعال اون سایت پیامای متفاوتی دریافت میکردم و بعد ها فهمیدم 

اون پیاما ام توسط ربات برا خیلی ها ارسال میشده ...

بگذریم 

حس میکنم دارم خیلی با جزیات توضیح میدم ولی شاید این جوری قشنگ تر باشه (:


این قسمت سعی نکردم جذاب باشه صحبت هام 

یا بهتره بگم چون حالم خیلی خوب نیست دلم نخواست پر نشیب و فراز باشه ... 

ولی ادامشو اگر عمری باقی بود فرداشب مینویسم


زیر سایه عشق جاوید باد 


22-4-1396

2:05 بامداد





عارف جاوید ۹۶-۴-۲۲ ۱ ۴۷

عارف جاوید ۹۶-۴-۲۲ ۱ ۴۷


فکر نمیکنم این حجم از اطلاعات در کمتر از دو ساعت بخواد دستگیر کسی بشه 


حتما این ویدئو رو تماشا کنید 


مصاحبه با استاد رائفی پور


جهت مشاهده ویدئو روی تصویر زیر کلیک کنید



بیوگرافی و توضیحات بیشتر در مورد این بزرگوار در لینک زیر


بیوگرافی 


عارف جاوید ۹۶-۴-۲۲ ۰ ۴۸

عارف جاوید ۹۶-۴-۲۲ ۰ ۴۸


۱ ۲