تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
+ این صفحه بخشی از زندگی من +


۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ادبیات» ثبت شده است

شاید چندی نبودم اما 

پر رنگ تر از قبل خواهم بود !


تقصیر امتحانات است عزیز


---

یه موزیک از محسن یگانه عزیز 


پخش انلاین



عارف جاوید ۹۵-۹-۲۷ ۰ ۹۲

عارف جاوید ۹۵-۹-۲۷ ۰ ۹۲


عاشق ادبیات ام 

او هم همین طور 

در اصل بواسطه من عاشق ادبیات شد 

ولی دوست میداشت ادبیات رو 

شاید باور ها بارور میشوند اسم اولین کتاب اش باشد

شاید ام نه


به گفته خودش کمتر از نه یا ده ماه دیگر اولین کتاب اش چاپ خواهد شد 


ولی راستش را بخواهی خیلی عجله دارد 

شوق است میدانم 

ولی کتاب چاپ کردن الکی نیست عزیزه دلم ♥



عارف جاوید ۹۵-۹-۱۰ ۰ ۶۶

عارف جاوید ۹۵-۹-۱۰ ۰ ۶۶


ابان بود
سرد بود
گرم شد
عشق من شد ... ♥♥







عارف جاوید ۹۵-۹-۰۷ ۰ ۹۳

عارف جاوید ۹۵-۹-۰۷ ۰ ۹۳


دلم بیدار ماندن های نیمه شب 
دلم دوست داشتن های بی وقفه 
دلم نگرانی ها 
دلم عاشقانه ها 
دلم حرف ها 
درد ها
دلم بی قراری ها 
یواشکی پاییدن ها 
دلم آن گونه نگاه کردن ها
دلم مهربانی ها 
دلم دلت را 
دلم اغوشت را
دلم اصرار کردن هایت را 
دلم عاشقانه هایت را 
دلم تمام لحظه های عاشقی را 
دلم ...
دلم تو 
تو 
و تو 
را 
محکم
تر از 
قبل
میخواهد .. !
این را میفهمی ؟



عارف جاوید ۹۵-۹-۰۷ ۰ ۷۰

عارف جاوید ۹۵-۹-۰۷ ۰ ۷۰


خیابان ربود مرا 
ادم ها خوردند مرا 
خاطرات کشتند مرا 
کاغذ حرام 
زندگی تعطیل !






عارف جاوید ۹۵-۹-۰۷ ۰ ۸۰

عارف جاوید ۹۵-۹-۰۷ ۰ ۸۰


بعد از رسیدن پس از سالها فراق
ارام .. ارام ...

در اغوش تو جـان خواهم سپرد 

مرا اینگونه ننگر ...
من همان مردی ام که سرا سیمه فقط بلد است دوستت بدارد 



عارف جاوید ۹۵-۹-۰۶ ۰ ۹۴

عارف جاوید ۹۵-۹-۰۶ ۰ ۹۴


روی تختی دراز کشیدم 
بوی جالبی به مشام نمیخورد
صدای زمزمه ای را میشنوم ..
قطره ، قطره ابی برای پانسمان روح و جانم به ردیف ایستاده اند ،،
صدای امدن یک نفر می اید 
تمام شد 
میتوانی بروی ...

روز خوبی بود 
قبل امدنم به این مکان دوست نداشتنی ،،
در دوستداشتنی جای ممکن بودم 
غرق در اغماق جنگل
دودو کبابو ماشین های لوکس
یک گذر ، نا گریز بود

پرستار میگوید تمام شد
میتوانی بروی ...
از تخت بلند میشوم
به زمین میخورم .. !
دور میشوم ..
دور تر میشوم 
دوباره به زمین میخورم ..
به اسمان نگاه میکنم ماهی را میبینم ..
در دلم حرفی میزنم ..
دور و دور و دورتر میشوم ...
آآآه
تسکینی ندیده ام هنوز ...
جسم و روح ام به درد الودس ..

بیستمین روز ابان ماه نود و پنج



عارف جاوید 

#خاطرات #ابان
 #رمان_نویس_خوبی_میشم_خودش_میگفت!

  



عارف جاوید ۹۵-۸-۲۹ ۰ ۱۰۸

عارف جاوید ۹۵-۸-۲۹ ۰ ۱۰۸